Lilypie - Personal pictureLilypie Kids Birthday tickers دخترم ستایش

از شب..از دلخوشی

"همه چیز آنجاست "

وقتی براده های  نقره ای ماهتاب،به دامن دشت میبارد وعروس مهتابی دشت دامن کشان به آسمان لبخند میزند،زمان عاشقی فرا رسیده .بی درنگ عاشق باش .

امشب به ماه نگاه کنید ،دلش گرفته ..مکدره!

....

نسیم خنک شهریور است ..میوزد و صدای قهقه های کودکانه شان را به آسمان میرساند ..زمین خوش است که می دوند شادمانه به رویش..

چشمهایم را بسته ام تا صدای این شادی ها را بشنوم ..به گوش جان ..بنشیند در نهانخانه قلبم و لبریز کند ..که به من بگوید از شادمانی درخشان لبخندهایت ..

تو که خوب باشی ،جهان من هم خوب است.

....

امروز رفته بودیم باغ همگی..به صرف کار !!بچه ها به صرف بازی...از راه که میرسیم همه میریم سراغ بچه سگ های کوچولوی بابابزرگ ،که تازه به دنیا اومدن.

انقدر خوشگل و مامانی هستند ،دلمون ضعف میره براشون..کوچولو...شیطون..بازیگوش.

....

زنعمو و نگار و امیرحسین هم اومدن ..زنعمو هم اومده بود انگور ببره ..قبل از شروع کار ،دیگه اونا که اومدن ،رفتیم آش عصرانه را میل بفرماییم و بعد به ادامه کارمان برسیم ...

 ....

بعد از خوشی ها چرا دلمون میگیره ؟!

....

خسته ام..بقیه اش رو بعد !



تاريخ : شنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٥ | ۸:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : ستایش مامانی | نظرات ()